آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

آبتین مهربون من...

1391/7/4 11:14
نویسنده : نسيم
228 بازدید
اشتراک گذاری

هفته پیش سرمای خیلی بدی خوردم و از شدت بدن درد نمی تونستم تکون بخورم. شب وقتی آبتین دید دراز کشیدم زیر پتو اومده پیشم چند تا از جورابهای نو رو پیدا کرده اورده . تند تند بازشون می کنه میگه : مامان نسیم نمیر ، برات جوراب اوردم که خوب بشی . فدای این پسر مهربونم بشم الهی

فردای اون روز هم چون حالم اصلا خوب نبود مادرجون صبح  اومد و تا غروب آبتین رو با خودش برد خونشون ( طبق معمول که همیشه گرفتاریها و زحمتهامون گردن مادرجونه ) وقتی غروب با آبتین برگشتند آبتین بدو بدو اومد بغلم و مرتب می گفت " مامان نسیم نمیر... "

عزیز دل مامان نسیم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

آذر
5 مهر 91 22:50
آخی پسر مهربون داشتن هم خودش نعمتیه خوب مامان نسیم تو هم دیگه زودتر خوب شو به خاطر این پسر
خاله نسترن
8 مهر 91 21:47
فدای پسر گلم بشم . اون روز منم رفتم خونه آبتین اینا . مامان نسیم بلند شد که گلاب به روتون بره یه جایی ، آبتین از توی آشپزخونه داد می زد آخ جوووووون مامان نسیم خوب شده . فدای اون دل مهربونت بشم
مادر جون
9 مهر 91 14:12
فدای پسر مهربونم بشم